مؤلف مجهول
383
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
ملازمان حضرت تو كرامت كرده است ، حيف كه مردم از وى نفع نگيرند « 1 » و به ديگران نرسانند ! توقع اين عزيزان آن است كه عنايت كرده البتّه يك دويى « 2 » را نايب مناب و قائممقام خود سازى خير خواهد بود ، زيراكه علم خيرى است كه تا قيامت ثواب او كم نيست و اين وقتى خواهد بود كه افاده و استفادهء او به تسلسل انجامد « 3 » . و اگر اين نوع است كه كسى از وى بهره نيابد و منفعت نگيرد ثواب دايمى از كجا بود . ؟ حضرت خواجه را اين سخن موجه افتاد و گفت : اى اعزه « 4 » ! نيك مىفرماييد و ليكن فقير را قوت مطالعه و طاقت مكالمه نمانده است . اگر بيشتر ترغيب كنيد ، هفته ( اى ) يك روز به خود زور توانم كرد و الا آن هم نخواهد بود . بزرگان به اين راضى شدند . و « 5 » خواجه روز پنجشنبه را قرار دادند . و ديگر قد راست كرد و گفت : اى بزرگوار ! روز چهارشنبه نيك نباشد كه روز تحصيل است ؟ در اختيار روز پنجشنبه حكمت چيست ؟ خواجه فرمود كه « 6 » : حكمت آن است كه در مكه اين بشارت « 7 » رسيد كه هركه چهل و هشت پنجشنبه بعد از وفات من مزار مرا بىترك ملازمت كند و ختم سورهء يس بكند و به روح من ببخشد « 8 » ، حق سبحانه و تعالى او را علم كافى كرامت كند ، و من متعهد و متكفل اويم ، ازينجهت اين روز را « 9 » اختيار كردهام تا بر همين طريقه ، طالب علمان لاحق عمل نمايند و « 10 » ملازمت كنند و نتايج بينند ، بعد از آن « 11 » حضرت خواجه هفته ( اى ) يكبار در روز معهود درس فرمود ، و در ايام ديگر به عبادت حق سبحانه و تعالى مشغولى كرد « 12 » و به مقصود خود رسيد . و سه و نيم روز قطب بود . و درين سه و نيم روز از روح مقدس خواجه عالميان ، و برگزيدهء آدميان يعنى حضرت مصطفى صلى الله عليه و على آله و اصحابه اجمعين تربيت يافت ، و بر قلب شعيب پيغامبر بود ، عليه السلام . بعد از نيمروز خبر رسيد كه : اى حسين « 13 » ! مژده مر ترا كه دوست به جانب خود مىكشد ، مستعد شو « 14 » ! خواجه فى الحال « 15 » غسلى به جاى آورد و دوگانه « 16 » ادا نمود و جامهء آخرت خود بدوخت و در روى مصلى روبهقبله بنشست و جان به حق تسليم كرد . روز پنجشنبه « 17 » وقت نماز ديگر در ماه رجب المرجب در سال خرگوش اين قصه در كاشغر واقع شد . و الله تعالى اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب .
--> ( 1 ) - ب : نفع نبرند ( 2 ) - ت : + آنها ( 3 ) - ب ، ت : استفاده او باشد ( 4 ) - ب : اى عزيز ( 5 ) - ت : + حضرت ( 6 ) - ب : - كه ( 7 ) - ت : اشارت ( 8 ) - ب : + حضرت ( 9 ) - الف : - را ( 10 ) - ب : - لاحق . . . و ( 11 ) - الف : - بعد از آن ( 12 ) - ب : مشغول بود ( 13 ) - ب ، ت : + فضلى ( 14 ) - ت : + حضرت ( 15 ) - ب : + استعداد ساخت يعنى ( 16 ) - ب : + از بهر يگانه ( 17 ) - ب : + در